به جای تلاش برای برقراری تعادل میان کار و زندگی، مرزهایتان را بکشید
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ پنج شنبه ۷ مرداد

مردم چنان از برقراری تعادل میان کار و زندگی حرف می‌زند که گویی تنها با آن می‌توانیم به خوشحالی واقعی دست پیدا کنیم. ترفند‌های زیادی برای آن وجود دارد ولی دو مشکل درباره این کلید طلایی وجود دارد:

 اول بیشتر دستور العمل‌ها پیشنهاد می‌دهند کار بخشی از زندگی شما نیست بلکه از آن جدا است. در حالی که شغل شما زمان زیادی را از ساعات بیداریتان را می‌گیرد پس چگونه بخش جدایی ناپذیر زندگی شما نیست؟

دوم برقراری تعادل بسیار فرار و به ندرت در دسترس است. در ذات تعادل غیرقابل انعطاف و شکننده بودن است درحالی که زندگی به انعطاف نیاز دارد.

پس برای خوشحالی، موفقیت و رضایت راه‌ دیگری هم وجود دارد که شما را هیجان زده کند. آن راه توجه به "مرزها" است. کاری را بر مبنای مرزها انجام دهید تا از اینکه دیگران همچنان درباره تعادل میان کار و زندگی حرف می‌زنند حیرت زده شوید.

اینکه ثبات را  یک فضیلت بدانید امر نیکویی است اما از آنجا که زندگی هنوز چنین نیست بنا کردن تعادل مشکل‌زا است. به تمام بخش‌های غیر ثابت یک هفته فکر کنید: ملاقات‌های مهم، سفر کاری، وقت دکتر، رخدادهای خانوادگی، پرداخت قبض اینترنت، ترک شغل یک همکار، ارتقای  دیگری و بسیار کار دیگر. همان‌طور که می‌دانید در زندگی موارد پیش‌بینی‌ نشده فراوان هستند. مثلا وقتی که رئیستان بازخوردی را از مشتری دریافت می‌کند و برای انجام آن همه شما مجبور هستید ساعات بیشتری را در محل کارتان بمانید در این لحظه همه برنامه‌یتان برای خروج از شرکت در ساعت 6 بعد از ظهر بر باد می‌‌رود. پس مجبور هستید به جای رفتن به کلاس ورزشی‌ مورد علاقه‌تان تا ساعت 2 نیمه شب در شرکت بمانید. در آن روز سخت کاری داشتن حس خوب نسبت به برقراری تعادل میان کار و زندگی بسیار مشکل است.

اما با این وجود نسبت به مرزها حس خوبی خواهید داشت چرا که می‌فهمید این گونه وقایع رخ می‌دهد و الزاما به همان شکل که پیشبینی شده بودند پیش نمی‌رود. شما دائما اینکه چگونه روز و هفته‌تان بر اساس وظایف حرفه‌ای‌ و نیاز‌های شخصی‌تان پیش می‌رود دوباره ارزیابی می‌کنید. و از اینکه یک روز را تماما کار کنید و تفریحی نداشته باشید وحشت‌زده نمی‌شوید.

با سه راه می‌توانید روش قدیمی برقراری تعادل را کنار بگذارید و با مرزهایتان آشنا شوید:

 

1 مرزهای خود را روزانه بر مبنای الویتان تعیین کنید

میزان زمان یا تلاشی که می‌خواهید برای  مهمانی عقدکنان یک دوست یا وبلاگ نویسی صرف کنید هر روز تغییر خواهد کرد. اگر برنامه ریزی برای یک مهمانی تمام وقت شما را می‌گیرد دیگر نیازی به شرکت در امور خیریه داوطلبانه نیست.زمانی که شما یاد می‌گیرید که مرزها را بر اساس اولویت‌ها و ضرورت‌ها تعیین کنید، شما احساس کنترل داشتن و آزاد بودن در تصمیم سازی را خواهید داشت. همچنین زندگی که می‌خواهید اداره کنید را دارید نه چیزی را که قرار است داشته باشید.

 

2 تعیین مرزهایتان را با دیگران تمرین کنید

اجازه دهید دیگران اینکه چه کاری می خواهید انجام دهید را بدانند. برای همکاران و دوستانتان توضیح دهید دیگر برنامه غیر قابل تغییری ندارید و مانند سابق نمی‌توانید در ساعات معینی با آن‌ها ملاقات کنید.  با درمیان گذاشتن  فعالیت‌هایتان با دیگران به آن‌ها این شانس را می‌دهید که به جای آنکه در جهت تهدید اهدافتان گام بردارند از آن‌ها حمایت کنند.

3 مرزهایتان را با اولین شکست متوجه شوید

گاهی باید اشتباهی انجام دهید تا مرزتان را بشناسید. دوباره تعریف کردن آن‌ها بخشی از کار است. اشتباه محاسبه کردن زمان یک فرایند به شما اجازه خواهد داد که در آینده خطوط بهتر و تمیز‌تری رسم کنید. مثلا فرض کنید نسبتا هفته شلوغی  در پیش دارید اما اینکه زمانی را برای دوستانتان یا دوچرخه سواری اختصاص دهید برایتان مهم است. با این حال فکر می‌کنید باید کمتر بخوابید ولی  همین تغییر به بیشتر ماندن در محل کار می‌انجامد چرا که تمرکز کمی خواهید داشت و به راحتی حواستان پرت می‌شود. درباره تغییر برنامه استرسی نداشته باشید. فقط بدانید هفته آینده مرزتان را عوض خواهید کرد.  تشخیص درست اینکه چه چیزی را تحت محدودیت‌ها نیاز دارید زمان می‌برد.

 پس به پیش بروید و به خودتان اجازه دهید که برقراری تعادل را کنار بگذارید و به جای آن خطوطی را رسم کنید. هر هفته کمی متفاوت خواهد بود و همه خطوط نباید راست باشند. از اینکه چه میزان کنترل و راحتی بعد از رها کردن  غیرممکن برقراری تعادل بدست می‌آورید شگفت زده خواهید شد.

منبع: lifehacker 

ارسال پرسش جدید