نتایج یک تحقیق 75 ساله راز رضایت از زندگی را بر ملا می‌کند
تاریخ انتشار: ۱۳۹۴ شنبه ۱۲ دي

رابرت والدینگر، روان درمانگر مدرسه ی رشد بزرگسالان هاروارد در سخنرانی 12 دقیقه ای خود در رویداد تد، نتایج 75 سال مطالعه روی رضایتمندی را با مخاطبان خود در میان گذاشت. خلاصه کردن یک عمر زندگی در 12 دقیقه نیز از نکات جالب توجه سخنرانی او محسوب می شد. پژوهش مذکور در سال 1938 آغاز شده و والدینگر چهارمین نفری است که رهبری آن را بر عهده داشته است.

به نظر می رسد تمام هم و غم والدینگر این است که اجازه ندهد نسل جدید، زندگی غم انگیزی برای خود رقم بزنند. آنگونه که به نظر می رسد 80 درصد از آنها می گویند هدفشان از زندگی این است که ثروتمند شوند. 50 درصد آنها نیز می گویند هدفشان شهرت است. اما راز خوشبختی واقعاً چیست؟

در ابتدای این تحقیق، تنها 724 مرد در آن شرکت داشته اند که بیش از 60 نفر از آنها هنوز در قید حیات هستند. اما بعد ها زنان نیز به جامعه ی تحقیق آنها اضافه شدند. با این تفاسیر راز رضایتمندی چیست؟ همان رازی که کتاب های بسیاری درباره اش نوشته شده و مکالمات زیادی را از شب تا صبح به خود اختصاص داده است.

والدینگر می گوید: «آنچه که ما را خوشحال تر و سالم تر نگه می دارد روابط خوب است. ارتباطات اجتماعی، بسیار برای ما مفید هستند». اما منظور والدینگر شبکه سازی و ارتباطات کسب و کاری نیست. منظور او ارتباطی واقعی است، از همان جنسی که همه ی ما حد اقل باید با آن آشنا باشیم.

تنهایی فقط احساسی سمی نیست که به بیماری و مرگ زودرس ما منجر شود، بلکه مغز ما را نیز از بین می برد. با این حال صرف ازدواج کردن و قرار داشتن در حلقه ی دوستان فیسبوکی برای دوری جستن از تنهایی کافی نیست؛ روابط ما باید گرم و صمیمانه باشند.

والدینگر نتایج پژوهش مذکور را اینگونه توصیف می کند که اگر در سن 50 سالگی روابط رضایت بخشی داشته باشید، در 80 سالگی رضایتمند خواهید بود. از طرف دیگر احتمال اینکه اساساً 80 سالگی را به چشم ببینید نیز بیشتر خواهد بود. اگر در سن 80 سالگی، هنوز با کسی باشید که به او علاقه دارید و بتوانید واقعاً به او تکیه کنید، از حافظه ی بهتری نیز برخوردار خواهید بود.

او توضیح می دهد که معنای یک رابطه ی خوب، از آن دست روابط سرخوشانه ی هیپی وار نیست. بلکه این است که عمیقاً به این موضوع آگاه باشید که در صورت نیاز، شریک زندگی شما به دادتان می رسد.

این روزها زندگی مدرن به خیلی ها اجازه نمی دهد به کسی اعتماد کنند. رسانه های اجتماعی به خودشیفتگی افراد دامن می زنند. دوستی ها اغلب مجازی هستند و به قول والدینگر، همه ی ما مستعد اعتقاد به راه حل های موقتی هستیم. هرچه باشد این ها همان چیزهایی هستند که جوامع شتابزده ی الکترونیکی امروز بر اساسشان ساخته می شوند. مسئله اینجاست که ما هیچ وقت نمی توانیم به اندازه ی کافی از راه حل های موقتی خود استفاده کنیم؛ عمر هر کدام از آنها به اندازه ی ویدیوهای یوتیوبی است.

در کل اینکه روابط ما تا این حد از اهمیت برخوردارند انسان را کنجکاو می کند. اما باز خیلی از ما طوطی وار به تکرار این ایده می پردازیم، بی آنکه لزوماً به این فکر کنیم که یک رابطه ی خوب دقیقاً چه حسی دارد. شاید علت آن روابط نزدیک زیادی است که می دانیم هر زمان خواستیم می توانیم کنارشان بگذاریم.

آیا علت نارضایتی خیل عظیمی از انسان ها صرفاً همین نیست که نمی توانند یک نفر را پیدا کنند که بتوانند با او به معنای واقعی کلمه راحت باشند؟ شاید به همین دلیل است که پول و شهرت تا این حد جذابیت دارند. هر دو به انسان این احساس را می دهند که دیگران «باید» دوستمان داشته باشند؛ هم به معنای احتمال و هم به معنای اجبار.

منبع: دیجیاتو

ارسال پرسش جدید